تبليغاتX
" بی کرانگی واژه ها "


" بی کرانگی واژه ها "

احساسات زنانه

توی دالان هزار توی زندگی میتوان دوش به دوش دیگران راه رفت،قدم زد،حرف زد،سکوت کرد،به ظاهر خندید

حتی بلندتر از بقیه...میتوان از زن بودن خود ترسید

میتوان بغض داشت و گاهی فقط میتوان آدمها را تماشا کرد.

میتوان زیر سنگینی نگاه بعضی از آدمها له شد،سر را پایین انداخت و سکوت کرد و دلهره

داشت،میتوان خسته شد از طرز این نگاه ها

میتوان این ریشه های در خاک تنیده را محکم در بغل گرفت تا انحنای روح زخمی زنانه ات را نبینند

میتوان تنها راه رفت..حرف زد ..تا این دردهای کهنه و لجوج را ،بومی و سر به راه کرد

میتوان غمی گنگ در دل داشت،میتوان در پس این روزمرگی ها زیاد نگران بود و دلهره داشت...

میتوان در انتهای یک روز بارانی ...قطراتی از ته مانده های چشم های زنانه ات را

نثار آسمان ابری کـــرد. . . .

اما من

میترسم

این روزها

هـمیــن .

تاريخ پنجشنبه 7 اردیبهشت1391سـاعت 17:1 نويسنده Raeen| |

مشتاق نیستــم که این صفحه هم همچــون وبــلاگ قبـلی ام ، محمـلی برای دغـدغــه های مــطالعاتی ام باشد

چون بنــیان "بیکرانگی واژه ها" در واقع با هدف ایجاد عرصه ای برای مونولوگهای درونی ام بود

اما گاهی مــواج هایی تلنگر آمیز...خطی عمیق بر روح جان آدمی میگذارنـــد

تصمیم انحلال خانه سینما از سوی شورای فرهنگ و وزارت ارشاد یکی از همین موارد بود

عقل و عقلا که حیران اند، قانون و قانون مندان هم که تــایید نمیکنند..مصلحت این ایام هم که اقتضا نمیکند

با شان و فرهنگ هم که تناسبی ندارد

پس چرا انحلال چنین آشوبی به پا کرده ؟

عمیقا معتقدم این میل مرموز قصدی جز بالابردن هزینه برای نظام اسلامی ندارد. این آبِ گل آلود شده ، حاصل طراحی مهندسانی است که با وعده ریل گزاری سینمای آرمانی، ریل قطار شتابان سینمای ایران را بی هراس از واژگونی بر میچینند 

آیا سه سال سکانداری سینما نتیجه اش چنین افتحاریست که مقام محترم وزارت فرهنگ در مقابل دیدگان مردم ، با لحــنی امنیتی خبر از ضبط و توقیف خانه ای را بدهد که دو دهــه مامن اهالی سینما و سینما دوستان بوده است ؟

ایا در این مدت دو دهه بقیه ارکان نظام خواب بوده اند ؟

اقای وزیر اشتباه نشستید..اینجا عرصه فرهنگ است و این منصب چند روزی مهمان شماست (سخن من خانه ی سینماست و نه عملکرد آن)

پس لطفا پس از انحلال خانه سینما به صحبت کمال تبریزی هم جامه عمل بپوشایند و اهالی آن را سه دسته کنید

"دسته ای را نفی بلد و تبعید کنید

عده ای را با قهوه قجری به دیار باقی بفرستید

و عده را در نشریات رسوا کنید"


این است وضع سینمای ورشکسته ایران

استاد بهرام بیضایی چرا از ایران رفت ؟

مینا لاکانی چرا  فرار کرد

مرضیه وفا مهر چرا به خاطر بازی در یک فیلم به زندان انداخته شد ؟

گلشیفته فراهانی چه شد ؟

کافیست یک ایرانی سینماگرا باشید..انوقت میتوانید سهم کوچکی از خانه ای که وسعت کمی دارد اما عمیق است ببرید

و فراموش نکنید که خانه حقیقی هنرمند قلب مردم است.


تاريخ سه شنبه 20 دی1390سـاعت 23:20 نويسنده Raeen| |